فکر می‌کنم حدود ۱۰ ۱۲ نفر می‌خواستم بشمارم ۱۲ ۱۳ نفر گفتن که سرفه نکنه جلوی موبایل می‌شینه وایسا گفتم میترسیم یه دفعه وسط کلاس این را گفتیم هر چیزی که طبعی داره درسته خوب تو این مباحث که سن برای خودش یه طبعی داره خب فصول برای خودشون یه طبعی داره سن نوجوونی سن پیری میانسالی جوونی درست مرد بودن یه مزاجی داره و همینطور خب حالا گفتیم که ما یه کاراکتری داریم شخصی داریم مثال بزنیم به چهره مشهور با یه مزاجی یکدست خب مثل کی هم مشهور باشه هم مزاجش یکدست بشه مثل شخص رهبری خوب ایشون چیه ویژگی هاشون رو بگیرید طبع صفرا داره دیگه چیه ویژگیشون مرده مرد مرد طبیعتش صفراست مرد ۷۰ ساله درسته اگه بخوایم دقیق بگیم مثلا میتونیم بگیم که مثلا الان زمستونم هست منتها خیلی تاثیری نداره سه تا ویژگی اصلی اینه حالا مثلا تو زمستون مثلا آقای خامنه ای یه ذره میره بالا اصل اساسی خون رهبری به عنوان مثال توی وقتی که طبیعتشون به دنیا آمده مثلا دو درصد سودا داشتن درسته مثلاً ۴۷ درصد بلغم داشته حالا ممکنه تو جمعش اشتباه ۴۷ درصد مثلا ۴ درصد هم صفرا داشته خب ایشون وقتی به دنیا اومدن خوب حالا اینجا این مقدار درست میشه دیگه آره یه ذره کم و زیاده درسته ۱۰۰ میشه حالا ایشون ۴ وقتی به دنیا اومدن درسته مرد بودن چی یه درصد با هم بوده دیگه براشون فرق نداره یعنی آقای خامنه‌ای با خواهرشون اگر توی مزاج بودن ایشون ۴ درصد بوده به علاوه یک درصد بوده منهای یک درصد چقدر فرقه اون میشه ۵ درصد این میشه ۳ خب حالا توی سن ۲۰ سالگیشون توی سن ۲۰ سالگی اینجا بنویسیم جوانی بوده در مجموع میشه چقدر درسته اینو متوجه میشید یعنی آقای خامنه ای که بچه بچه بوده به دنیا آمده چهار درصد افراد داشته تو ۲۰ سالگی شده هفت متوجه میشید قشنگ متوجه میشید نه ۴ درصد این شخص بوده یه درصد مردونگی بوده دو درصد جوونی بوده رو هم درصد رو هم رفته شده ۷ الان چطور شده که ۷۰ سالشون شده الان که ۷۰ سالشون شده این میشه یعنی چهار درصد بچگی ایشون بوده یه درصد مرد بودن منهای ۲ میشه چقدر میشه جبرانی بر ریاضی الان کامل متوجه شدید کاملا متوجه شدید چرا اینجوری منو نگاه درصد صفرا رو کم میکنه مثال از دست میده تازه دو درصدشون کم میشه میشه ۳ درصد میشه صفر ببینید مزاج ۲۰ سالگی ۲۰ سالگی ۲ درصد صفرا داشت یعنی بین ۲۰ سال تا ۷۰ سال ۴ درصد اینا چیه مثال خب فرض میخوایم بگیم مزاج جوونی صفرا رو میبره بالا مزاج میاره پایین منتها چرا درصد می‌گیریم می‌خوایم بگیم که آقا نمیشه گفت چون که آقای خامنه‌ای ۷۰ سالشه صفراش از من جوون کمتره نسبت به خودش ۷۰ سالگی کمتره ممکنه از من بیشتر باشه ممکنه من کمتر خانم چون خانمه دلیل نمیشه که از من صفرش کمتر باشه درسته خانم بودن یه پوئن منفی تو صفرائه یه ذره کم میکنه ممکنه خود طبیعتش من دو درصدمون ۷ باشه حالا یه درصد کمتر میشه ۶ درصد درست اینو خوب متوجه شدم مطمئن خلط ۱۰ گرم و درسته نماد در طبیعت چیه نماد طبیعت خرس دم هوا درسته یا همون یا اکسیژن دکتر داستان را دارد انشالله در حیوانات چیه کسی میدونه درست نماد خلط دم یعنی خلط دم یعنی چی طبیعت میشه هوا تو حیوانات میشه شیر بگم یعنی خلط دم منظورمون چیه گفتیم این خونه یه خون انسانه درسته خون انسان یک درصد ۴۹ ۴۹ این خون انسانه خون شیر چیه که میگیم نمادش تو طبیعت درسته قالبش میشه دم اوکی یعنی مزاجه خون شیر قالبش طبیعت هوا چی قالبش خلط دمه پس متوجه شدید اینجا قشنگ ما وقتی شیر و ویژگی هاشو بگیم خب شیر به لحاظ قدرت بدنی فوق العاده قویه منتها چی مثلا میگم عقل نداره عقل از چیه سردی و تری یعنی نمیتونه بشینه محاسبه بکنه چرا چون این سودا رو نداره انسان چی انسان ۴۹ درصد دم داره میتونه مثل شیر باشه قدرتش نه میتونه مثل شیر بدوه نه منتها چون سودا داره یا بلغم داره میتونه ریاضیات و مهندسی و اینا کار کنه خوب پس ما میگیم چرا آدمای دموی و مثل شیر وحشی نیستند چون بلغم و سودان کناراره است اگه دمشون خیلی بره بالا آدمای هم قاتل میشن درست وحشی میشن آدم می‌کشن یعنی چی گفتین ببخشید سردی و تری نمادش چهره‌های مشهور چرا می‌گیم نما توی انسان مثال بزنیم میگیم چهره‌های مشهور چرا میگیم برای اینکه من اگه دایمو مثال بزنم هیچکی نمی‌شناسه مجبوریم چهره مشهور و اونم نه اینکه مثلاً بحث کنیم که کدوم فیلم بازی کرده مثلا آدرس بدید یه کسی که همه می‌شناسنش هنرپیشه است رئیس جمهور اینجوری مثلا معاون دوم وزیر خیلی عقلانی نیست خب خب توی خلط دم نماد مشهورش نماد توی انسان خوب نیست در مورد چهره های مشهور یه چیزی بگم همه اون کسایی که مشهورن یا بالان چی اند دموی نیستند لزوما ولی گرمن گرمن خب چون اگه گرم نبودن حوصله نداریم حالا خشکه همه چی خوب که چی مثلا حالا برم بازی کنم معروف بشم مردم که چی نشستیم خونه داریم حالشو می معنی براش نداره کارای بزرگ کارای کلان پول اصلا برای آدمای سرد معنی نداره خدا به زورم بخواد اینا رو مشهور کنه خودشون نمیرن خب این دوتا یادتون باشه امیر علی اکبری تو ماه عسل هم اومده خیلی یا حتی رضا گلزار چهره الانش یعنی مزاج الانش ۱۰ مزاج الانش ۱۰ منتها رضا گلزار ۱۰ سال پیش صفرا بود کاملا چرا الان میگی رضا گلزار دم اون موقع صفرا بود چرا رطوبتش زیاد شده چون رطوبتش زیاد بوده قبلا گرم و خشک بود الان شده گرم و توی کلاس کیو بگیم اعضای فامیل اشتباه بگم میزنم بیا جلو پروفایل کامل کامل ویژگی‌های طبیعت دم در انسان فقط تو آدمه پدرم تاکید می‌کنم انسان یه چیزه یه مقدارش انسانه خوب حالا ویژگی های شخصمثل کی گفتیم اینجا آره این تیزر فیلم نیست تو اعضای ظاهری توضیح میدم توی افکار علایق دیگه چی توانایی‌ها و ضعف‌ها و بیماری‌ها یا اندام‌های داخلی مثل معده و بنویسید می‌خوام پاک کنم نوشتی اینجا اگه می‌خوای سرفه کنید اشکال نداره وسط بحث کجا کجاست دسته بندیش از روی اعضای ظاهری درسته چی نوشته اذیت میشید اعضای ظاهری مثل چی گردن و اندام های خود سر و گردن چی میشه میشه سر از نگاهش کن یکی اندازه یکی اعضای خوب گوش بدید ببین ما تو تایم ویزیت حالا انشالله که پزشک خوبی هم بشید و سرتون شلوغ باشه تایم ویزیت ما کلاً مثلاً یک ربع وقت داریم اگه قرار باشه تو این یه ربعی که ما وقت داریم از اول بشینه قشنگ صحبت کنیم با هم بعد طبیعت تازه بفهمیم بعد مزاجشو تازه بفهمیم باید ببینیم کدوم عارضه است کدوم نیست یه مقدار هم شکایت کنه چرا اینقدر توی صف معطل بودم و بعد کم کم مریضی هاش بگه کلاً یه دو سه ساعتی برای مریض درگیر یا توی اردویی ما توی جمع اتوبوس وارد شدیم ببینیم بغل کی بشینیم نمیشه که با ۴۰ نفر بشیم دونه دونه صحبت کنیم بگیم تو ویژگی‌هات اینه یا مثلاً نبضشو بگیریم یا چشمشو نگاه کنیم میگه خولی چلی چیکار می‌کنی بعد از اون مزاجش بفهمیم طبیعتش اول بفهمیم بریم کم کم مزاجشو متوجه بشیم حالا یه مریض از در میاد تو یا شما وارد مثلاً یه عروسی میشید وارد یه جمع غریب میشید وارد مثلا شب عیده نزدیک هم هست دو روز دیگه آدم میره مهمونی یا مهمون میاد میخواد ببینه پیش کی بشینه خب عقل حکم میکنه یه آدم صفرایی بگو بخند از راه که میره نره پیش یه آدم سودایی بشینه این هی میخواد حرف بزنه اونجوری کت شلوار اینجوری نشسته خیلی جدی هی میخواد سر بحثو باز کنه راه نمیده مثلا این دوست داره اونو مثلا به اسم کوچیک همدیگرو اون مثلاً با چهار تا آقا و اینا صدا می‌کنه و اصلاً کلاً مهمونی زهرمارش میشه اردو زهرمارش یا مریض اومده خوب مشخصه یه تیپی داره اومده تو خب وقتی میفهمی آقا این مریضه الان فقط اصلا حال و حوصله حرف زدن با دکتر رو نداره میخواد یه چیزو بنویسی بره همین اینکه بخواد بشینه به حرف دلش گوش بدی مثلا مریضامون معمولا اینطوریه بعضیاش شوخی میکنیم حاج آقا چطور اینا بعضی نسخشون بیا برو نه اون آدم حوصله داره من باهاش فقط آدم میخواد من بهش دقت کنم مثلا سرم تو گوشی نباشه همین همه حواسمو گوش بدین خیلی جدیه میگه هیچ کاری نکن یعنی اعتماد نمیکنه هیچ کاری نکن فقط منو نگاه کن حرف وقتی هم نسخه می‌نویسی فقط نسختو بنویس دیگه مثلا گوشی زنگ خورد سریع قطعش کن حتی همونم گیره که چرا زنگ خورد حواس دکتر پرت شد همونم حتی گیر ولی آدم صفره زیاد به اینا کار نداره اومده مثلا یکم بهشم رو بدین میاد دست میندازه گردنمونو چطور آقای دکتر حالا مثلا میشناسین نه همینجوری اومدن آدم صفرایی یکم باید محلش را که میاد محلش نذارید چرا چون سریع خودمونی میشه تا یکم که نشست محلش نذاشتی یه مقداری باهاش بگو بخند هم بکنی بره فقط باید حواست باشه که خیلی خودمونی مثلا یه دفعه بزنه پشتت و اینا مثلا به اسم کوچیک مثلا پروانه مطب کوچیک خب حالا یه آدمی از در اومده تو آدم داره میاد نه نبضشو فعلاً داریم نه هیچیشو همین اومدنه کل طبع و غلبه و همه چی رو همین اومدنه نشون میده یعنی دو دقیقه داخل داشتم شوخی میکردم گفتم یکی از مثلاً بیمارا هست چندین دوره داره میاد هر وقت میاد با خنده و لبخند میاد داخلش بالاست یکی هم مریضا خیلی جدی میاد داخل یعنی چی سوداش بالا خب همون اومدنه تا اینجا بشینه تقریباً ۹۰ شخصیتشو من می‌فهمم حالا فقط چیش گیرم اینه که آیا ترشش می‌کنه یا نمی‌کنه مثلاً این جزوه مزاجی که میدیم پر کنه سر اینه آیا یبوست دیابت داره یا نداره منتها اصل قضیه که مزاجش چیه طبعش چیه مشکلات اعصاب داره یا نداره کامل مشخص میشه خب حالا اینو ما از کجا این اینو با چه علمی میفهمیم تو ابزارهای تشخیصی با علم مزاج شناسی خوب نبود و شاغول و اینا نیست حالا اینایی که من میگم میفهمم از کجا میفهمم خودمو میگم علم غیب دارم نه خیلی علم بلدم نه چهار تا قاعده خیلی ساده است همه جا اولاً تو کتب قدیمی طب سنتی همه اینا گفته شده منتها شما حداقل مثلا میگم باید ۷ سال ۱۰ سال این کتبو بخونی زیر و رو کنید تا بیاید این نکات مزاج شناسی را از لابه‌لای کتاب در بیارید این زحمت استاد خیراندیش کشیدن همه اینا رو خوندن جمع کردن توی کتاب مثلاً ۵۰ صفحه‌ای هرچی تو اون کتابا بوده نوشتن تجربیات خودشونم نوشتن خود استاد ما اگه همین ۲۰ ساعت مزاج شناسی که تدریس میشه ۳۵ سال پیش داشتیم و وضعیت سنتی تو کشور الان این نبود یعنی ما بخاطر همین ۲۰ ساعت همین ۲۰ صفحه کتاب آقای قلی‌پور نوشته به خاطر همین ۱۲ سال عمرمون رفت که اینا رو ما جمع کنیم بفهمیم درست پس این اهمیت خیلی داره حالا ایشون نوشتن صحبت‌های استاد خیدیش هم خیلی جاها میگن خیلی هم خوبه منتها وقتی اونا میگن پس چرا ما با این همه مثلاً کار و اینا کلاس گذاشتیم به خاطر اینکه از اول تا آخر درست نمیگد اصلا همه حرف ما یعنی موسسه تحقیقات حجامت من که حرف استاد خیراندیش میزنم همه دغدغه ما این چیه اینه که طبابت بفرمایید طبابت درست گفته بشه قبل اینکه اینو بگم اینو گوشه ذهنتون مقدمه بگم اینو گوشه ذهنتون بشن ویژگی‌های به لحاظ تسلط کامل به ابزارهای تشخیص ابزارهای تشخیصی چی بود شناختی درسته یکم بالا پایین میشه تو تعریف های مختلف خب که برای هر کدوم از این ۱۱ مورد خیلی با استعداد باشه و خیلی سریع بفهمه و خیلی شبانه روزی کار کنه باید ۷ ماه وقت بذاره هفت ماه یعنی چقدر میشه حدوداً ۷ سال خب ۷ سال باید وقت می‌ذاره تسلط کامل تسلط این خیلی سخته اینو علم یاد میگیرد تسلط کامل و غذاهای ۸ گانه خب به علاوه تجربه یعنی یه مریض که میاد متوجه بشه غذای انسش اولا اینکه باید همه اینا رو خوب بفهمم غذای پندارش درگیره ببخشید انگلیس هفت فارسی طبعشو بفهمه مزاجشو بفهمه ببینه غذای اونسشه پندارشه غذای خوراکیشه مزاج جسمیش چیه مزاج روحیش چیه چه مشکلات همه اینا رو باید کامل بفهمه این خیلی خیلی مهمه این گزینه خیلی مهمه برای پزشک و مجنون بودنش میشه بیمار تسلط کامل به داروها گیاهی و شیمیایی حدوداً هزار تا داروی گیاهی داریم گیاه دارویی داریم هزار تا داروی شیمیایی نوع ۱۰۰۰ نوع مثلاً تعداد داروهای شیمیایی حدوداً چهار پنج هزار تا هست تا ۱۰۰۰ تاش دستبندیه اینم خودش حداقل چند سالی طول می‌کشد بعد ۴ که خیلی مهمه اینجا طب کلاسیک قوی‌تر از طبق سنتی بحث کرده و باید قدر این آناتور کلاسیک و بدونید احمق بازی در نیارید که بیایم یه چیزی رو بگیم صفر تا صد بده یه چیزی صفر تا صد خوبه آقا آناتومی کلاسیک فوق العاده درجه کار کرده این حرف استاد خیراندیشه فوق العاده خوب کار کرده ابزار فوق العاده مهندسی پزشکی خوب کار کرده ما اگه یه کلی مثلاً میگیم کبد یا مثلاً لیور یه چیزی می‌کشیم میگی کبده رفته تک تک وریدا تا یه جاهایی رفته خیلی خوب که حالا گفته نشده منتها باز از اونجا به بعد کلاسیک رفته سلول به سلول مولکول به مولکول هر کدوم از این لوپ های کبد وظیفه شان چیه همه اینا رو بحث کرده بالای معده پایین همه اینا رو دونه به دونه اومده بحث کرده ما باید به چهار تا علم تسلط کامل ببینید کامل یعنی یه وقتی هست من اینا هفت سال می‌گم یه وقتی تو ۷۰ سال تجربه‌اش می‌کنن خب تسلط کامل با همه اینا داشته باشه که بتونه یه نسخه بده یه نسخه کاملا حکیمانه بده خب یه نسخه واقعا درجه یک اون میتونه بره منتها خوب یعنی چی یعنی به خاطر اینکه همه اینا هست و بایدم باشه ما کلاً و داستان وزارت بهداشت اینطوریه کلاً دیگه هیچکی هیچکی درمان نکنه بعد عارضش چی میشه عارضش اینه که بره شیمی درمانی و کلاسیک و و داستان نه ما می‌خوایم چیکار کنیم میگیم آقا ما تو یک سال سرفصل می‌گیریم ساده سنتی رو میگیم همه اینا رو می‌گیریم ساده‌شم می‌گیم منتها شما تو ۷۰ سال هی تقویتش کنید هی تقویتش بکنه با گفتن همینایی که تو ۱۴ تا سد گفته می‌شه شما می‌تونین مریض ویزیت کنید چند درصد مریضا رو میتونی ویزیت کنی ۸۰ درصدشون ۲۰ درصدشم بزار برای ما می‌ذاریم بر اساس همینجوری خب هرچی درصدولی ۸۰ درصد و همگانی میتونن تو اون ۸۰ می‌تونین درمان صد% کنیم یعنی پرونده مریض رو ببندیم نه چقدر میتونیم درمان کنیم ۸۰ یعنی ما دوتا ۸۰ داریم یه ۸۰ درصد کل بیماری ها یه ۸۰ درصد اون بیماری خوبش کنیم یعنی شما همین چهار تا که میاید از ده تا هفت تا هشت نفرو می‌تونید درمان کنید پرونده‌شو ببندید نه ولی می‌تونم ۸۰ درصد کمکش کنم ما چرا بیایم به این شخص بگیم نسخه ننویس کار نکن برو ۷۰ سال دیگه بیا بنویس نه از الان کار کن منتها ۷۰ سال دیگه یا حکیم درجه یکی میشی اگه الان نسخه ۲۰۰ هزار تومن میشه ۷۰ سال دیگه میشه ۲۰۰۰ تومن خب حالا اشکال نداره تو این وزن بزار نسخه ۲۰۰ تومانی هم بده به مریض ولی همین کار کن تا تجربت بره بالا اگه الان تشخیص دو ساعت طول میکشه ۷۰ سال دیگه تشخیص دو دقیقه طول میکشه دو ثانیه حالا ۷۰ سال ۱۰ سال خب ۲۰ سال مثال خلاصه بین من تشخیص دادیم صفراست حالا تو یه نگاه می‌فهمه من تو یه دقیقه شما تو ده دقیقه همه داری یکی تشخیص میدی یه ذره تایمش بیشتره منم مریضم خوب میکنم مثلا با ۵۰ تومن شما با مثلاً ۲۰۰ تومن با ۲۰ تومن درمان اتفاق میفته من درمان می‌کنم ۸۰ درصد ولی رنج درمان داره اتفاق میفته اینه که بگیم هیچکی تکون نخوره خب هیشکی همه مریض بشن به خاطر اینکه باید ما مسافر اندیشی داشته باشیم باید یکی مثل آیت الله آلاساق داشته باشیم یکی مثل این بزرگانه داشته باشیم نه این اتفاق شدنی حداقل تو این نظام پزشکی شدن نیست ولی خوب خیلی درجه یکه این نظامیه که موسسه تحقیقات حجامت ایران دکتر خیراندیش این نظام چیدن یعنی مقدمه‌ای که من بهتون گفتم نظام و طرح پزشکیه که استاد خیراندیش چیدن و دارن کار می‌کنن هدف ما این مقدمه خیلی مهم بود هم یکی از اهداف کلاس بود هم دوم اینکه چهار تا علم رو باید بهش مسلط باشیم حالا نه خیلی بالا ولی خب حداقل تو دارایی شیمیایی رو بدونیم فینسترای طرف خورده داره میگه مثلا میل جنسیم کم شده خب حداقل اینو بفهمیم که بابا از فینسترایدشه میگه فینسترایت خوردم تورشم می‌کنه بدونیم که بابا سردیش بود کچلی هست آره کچله میگه ترش میکنه هر چی هم داره گی خورد بدونیم این مشکل است یه طرف میگه بی اشتها شدم بدون مثلا صفرای عفونی تولید میکنه عفونی بد یا لجن تعریف میکنن خوب این آموکسیل این فستارا مثلاً سرد و تره یه در همین حدی در این حد بدونیم من یه مریضی داشتم خودش میگفت ۲۱ روز فکر کنم توی بیمارستانای تو محوطه بیمارستان می‌خوابیدم از یعنی سبزواری بود رفته بودم مشهد ۲۱ روز میگفت تو محوطه بیمارستان می‌خوابیدم از این دکتر فرداش این دکتر سرم بزنه بعد خلاصه یه شب ساعت یک شب اومد خونه ما دوازدهم یکیش آمد خونه ما قرص بده بعد مشکلش چی بود نمی‌تونست غذا بخوره همین ۲۱ روز تو حیاط یه پیرزن روستایی بی‌پول می‌خوابیدن هزارتا من قرص نگاه کن دیدم بسته بخاطر خانم اینو قطع کن یه قرص همین رو میزم بود قرص نوش دارو صفرا اصلا هیچ قرص خاصی هم نبود چهار تا ماده سقف خنک عجب قرصی بودیم عجب قرص اعجاز آوری بود که همه پزشکا هرچی به ما قرص آمپول دادن خوب نشد این قرصی که شما دادید چقدر معجزه بود این قرص اصلا خاصی نبود قرصش کردن تازه گفتن چرا نه قرصم کاری نکرده قطع نمی‌کردم مستلزم این بود که ۲۰۰ هزار تا هم بهش دارو بدن اگه این قرص قطع نمی‌کردن غیر این بود چون این قرصو قطع کردن داریوش شد ۲۰۰۰ تشخیص خیلی بحث مهمیه بله بله این اتفاق در مورد این داشته باشیم در همین حد بدونیم چه چیزهایی گرمه چه چیزهایی سرده چه چیزهایی چقدر طول میکشه یکی یه سال دو سال میتونی مریض ببینی حالا همینجوری شروع کنیم به قدرت به خودمون تشخیص سریعتر میشه دقیق تر میشه مریض بیشتر میشه و همینطور دارو هزینه دارو کمتر میشه خوب آهنگ اعضای ظاهری حالا یه شخصی که وارد شده شما وارد یه جمعی شدید اولین چیزی که نگاه میکنیم چیه اندازه سرش اولین چیزی که نگاه میکنیم اول سر این شخص بزرگه یا کوچیکه حالا یه مقداری باید تعریف بشه وقتی میگیم اندازه طبق تعریف یعنی مثلا ما وقتی میگیم طرف خانومه خب این خانمه نباید سرشو با سر شهاب حسینی قیاس کنیم چرا چون خانومه نسبت به خانم ها سر بزرگی داره نسبت به خودش هر چیزی نسبیه اولین چیزی که شخص وارد شد نگاه می‌کنیم اندازه سرشه بعد یه نکته نوشتم اول اول جلسه پیش هم گفتیم گفتیم گرمی ارتفاع میده خب اینو با هم دونه به دونه میایم پایین اینا رو پاکش کنم نه نوشتید اینا رو اندازه اندازه گرمی ارتفاع درسته رطوبت درست که خب مخالف اینا چی میشه خشکی لاغری سردی حجم حل کنیم سریع آدم دموی چطوریه چطوریه عدم دمویه یعنی چی آدم دمویه یعنی گرم و مرطوب درسته پس سر یه آدم دموی از این حیف میشه کشیده از این حیث میشه پس چی میشه آخرش میشه سر دایره و اینکه اون باب اسفنجیه خب میشه اینه میشه چی میشه یک سر کشیده مثل کی همون شهاب حسین هم بلند هم پ اندازه انتظار نداشته باشیم نسبت به زنا این خانم سرش بزرگه خب تو ایرانی ها چون غالباً صفراوی اند سرشون صحرا غالباً بزرگ خانم بزرگه نسبت به خانم ها ایشون بزرگه ایشون همینطور خانم و هم دوست خوب اعضا بعد که اندازه رو دیدیم میایم سراغ چی می‌خواین طبع سراغ پوست نمیریم جوش داره نداره کچله نیست میشه مزاجش فعلاً داریم اسکلت بندیشو نگاه می‌کنیم طبیعتشو می‌خوایم لحاظ کنیم کچل و نمیدونم پر مو و فلان و اینا اصلا کاری به داستان ما نیست ما می‌خوایم طبیعتشو نگاه کنیم سیاهه خب ممکنه تو آفتاب سوخته نمیدونم یعنی مثلا کم خون شاید اعضا رو نگاه میکنیم نگاه میکنیم نه به درجه اهمیت اول چشم نگاه میکنیم درسته بینی بینی نه ساختمان بینی فرارات بینی دوتا نکته بینی و یه نکته اولش نکته دوم یه نسبت به ساختمان سر شخص مشخصه خوب اول چشمشو نگاه می‌کنی بینیش رو میگم اندازه بینی را منظور حفرات بینیه و نسبت به ساختمون یکی از دوستان تقریبا همه دوستانی که خانم کوچکی توش بود که عقب بشینه جلو بشینه سرفه نکنه اینا نه توی ویس های که تو گروه گوش می‌دادن و یکی هم گفته بود که نمیشه نه اون میدونستم نظر داده بود و دومی هم گفته بودند که تعداد خانوما تو کلاس بیشتره یکم که بحث میشه شبیه حمام زهرا نمیشه گفته بودن که یه مقدار سکوت باشه ما می‌خوایم ویسا رو گوش بدیم و دهم چشمشو نگاه می‌کنیم بینی‌شون رو نگاه میکنیم دهانش رو نگاه میکنیم بله دهان چیه حالا تونست گوشه ذهنتون باشه زبان ساختمان فک گونه ها گوششون هست پیشانی تو گردن یکی ساختمان گردن و اینجا خب یک شخصی اومده چشم بینی و دهان حالا اهمیتاش کدومه چیزایی که خیلی مهمه هنوز تو سر ما بینی خیلی مهمه تو تشخیص مزاج مثلا چشم خیلی اهمیتی داره ها گفتیم تو همه اینا قاعده گرمی و رطوبت یعنی چشم یه آدم دموی چطوریه هم چشمش ارتفاع داره هم عرض داره پس درشت‌ترین چشما رو دمویا دارد لب‌ها هم لب ارتفاع داره هم عرض داره زبان هم عرض زبان درشته هم پس درشت‌ترین اندام رو دموی دارند کوچکترین پیاده داره بله سودایی‌ها دارند چون هم کوچیکه هم خشکه خب کوچکترین ارتفاعشه همه اینا رو دیگه دونه دونه میگم ها ولی اینو بدونید تمام اعضای صورت و بدن قاعده گرمی و تری رو روش اجرا می‌کنیم یعنی چشم بلند ارتفاع زیاد همینطور بین جهان زبان فک فک هم درشت هم ارتفاع خوب منتها اونایی که خیلی اصله ببینید چشم یه آدم صفراوی خب چشم آدم صفراوی مثل چهره مشهورش آقای حیاتی چشمش درسته مثل نه اون چشمش طبق قادر صفاست چشم یه آدم صفایی قطعی مثلا مثل مائده حجبری خب ماهی توی اینست خب نه میخوام بگم غیر قاعده است خوب چشم یه آدم صفراوی حالا بذارین تو اینترنت خوب گرفتنش نرفت خوب چشمش باید مثل کی باشه علی القاعده باید مثل احمدی نژاد باشه چشم بادومی کوچیک خب چشم باید اینقدر باشه منتها چشم درشته خب چشماش درشته پس میتونه تو این صفرایی قطعاً باشه ببینین مثلاً حالا تو اینترنت بزنید خوب مثلا اندامشو لاغر کلاً یه آدم صفراوی می‌خوره چهره اش یه مقدار کشیده خصوصیات اخلاقیش پسرونه انرژیش فوق العاده بالا و میاد بالا پس ببین همه چیز صفراست منتها چشماش درشته یعنی قطع ما یقین داریم طبیعت چیه صفراست منتها چشاش درشته خب پیش خطا داره رطوبت داره مثلا دهان همینطور میتونه داشته باشه علی القاعده نیستا ولی غیر قاعده یه وقتایی داریم زبان حالا زبان که خیلی توش مقدار باشه منتها صورت حفرات بینی خطا نداره حفره بینی حفره بینی هواکش قلب و کبده خب دیگه چیکار داره هواکش قلب یا پنجرهواژه‌های دیگه در بیارید مهمترین چرا هر چی قلب گرمتر کبد گرمتره خشکی نه ها کاری به خشکی تریش نداریم کاری به گرمی و سردی الان وقتی ما میگیم دموی یعنی یکی از ۹ تا را داریم بحث می‌کنیم یه مزاج داریم فقط گرمه گرمه یعنی خشکی و تریش متعادله خب این خیلی مهمه دقت کنید ما چند تا مزاج داریم حالا فرقی نمیکنه چند تا تب داریم نه تا یکی معتدله درسته چهار تا هم صفرا آدمه چهار تا مزاج گرم یعنی صفراوی نیست دموی هم نیست گرمه یعنی تو رطوبت و خشکیش اصلا نرماله فقط چیه خونش بالاست گرمی خونش بالاست یا اصلا طرف گرمی و سردش متعادله میگه اصلا گرمی نمیشه سرد متعادله منتها وقتی خشکی یعنی بادمجون میخورم اذیت میشن وقتی بادمجون میخوان چرا چون خشکیش بالاست وقتی که این یعنی خشکیش متعادله خب حالا اون چیزی که باعث درشتی بینی میشه گرمیه قلب و کبده خب پس توی صورت اولین چیزی که دقت میکنید یکی اندازه سر دومی یکی اندازه سر دومی حفرات حفرات اوکی حالا یه سری چیزا ویژگی‌هام هست بگم مثلاً آدم صفراوی مثل ایشون ایشون یه مقدار تنشون رطوبت گرفته میشه بلند شید شما یه مقدار الان ولی همینجوری نگاه کنید با چند سالتونه ۲۹ خب یه مقدار داره میاد یعنی ۲۸ که صفرا بوده داره میاد کم کم تو سن رطوبت خب یه مقدارم بدنشون ببینید تیغه گلو این تیغه گلو کامل مشخص حالا یه آدم خیلی لاغر صفرا بیاد دیدید قد بلند کشیده بعد مثلاً دستایی کشیده ناخن های کشیده تیغه گلوشون هم کامل مشخصه خب مثلاً خود احمدی نژاد که نگاه میکنید داره اصلا حرف میزنه این تیغه مشخصه خب تی نشون میده نشون خشکیه باید راحت باشه نشون خشکیه بدن نه خشکی سر خوب خوشگل توی حالا من چون یه مقدار میخوام جزوه هاتون درست بشه خیلی توضیح های جانبی نمیدونم یه مقدار ضعف داشت جزوه خوبی نداشتم منتها حجم اطلاعات بالاتر بود ولی خودتون مینویسید توی دعواها چقدر ضرب المثل‌های چقدر ضرب المثل ضرب المثل‌های قدیمی چقدر با حکمت انسان طرف می‌خواست دعوا کنه می‌گفت گردنم کلفته خودش گردن کلفت یعنی چی یعنی بزرگ و قابل دیدن گفت گردنم کلفته مثلا آدم های نگاه میکردن میگفتن مثلا توی تاریخ هست میگن حضرت عباس مثلا دشمن میترسه گفت چی عمر سعد مثلا تو مقطله گفت چی گفت عجب بازوهایی که خوب مثلا چرا نمیگن چرا شکمه درشتی دست مثلا تو از این نمی‌ترسن چرا چون چقدر شکم گنده ای داره میگن چقدر بازوی کلفتی داره چقدر گردن کلفتی داره به خاطر اینکه اینا ماهیچه است و وقتی کلفت و درشته یعنی دم بدن بالاست دم بدن بالاست یعنی قدرت بدن بالاست بعد مثلا عمر سعد به شمر میگه ببین بترس از عباس که چقدر بازار درشتی داره نه شکم داره حالا شکم اگه درست بشه چی یعنی بلغمه مفت نمی ارزه ولی بازو یعنی دمه چون اعضا مزاج اعضای بدنم داریم دیگه حالا یادم رفته جلسه پیش مثلا معده طبیعت خودش سرده طبیعت کبد چیه گرم و تره گرم و تره بیشتر از صفرا می‌سازه ولی مزاج مو چیه مزاج مو چیه سرد و خشکه مزاج اعصاب بدن چیه سرد و تره برای همینه که به مجرد اینکه میگم حالا به مجرد اینکه آدم سردی میخوره اعصابش دیدید به هم می‌ریزه استرس چرا چون مزاج بدن مزاج اعصاب بدن سرد و تره تا سرد آدم سردی میخوره سر کبدش درد نمیگیره سریع اعصابش به هم میریزه چرا چون خاصیت خود آدم سردی میخوره کبدش سرد نمیشه مغزش سرد میشه دیدید میگن ترشی میخوره نخورید یه چیزی میشه یعنی مغزت کبدت سرد میشه چون خود کبد کلاً گرمه طبیعتش تو ایرانیا گرم بیشتر گرمه خودش گرمه مزاج جغرافیامونم گرمه مزاج مردن گرمه کلاً خیلی گرمه به این راحتی خنک نمیشه ولی مغز سریع سرد میشه معده سریع سرد میشه یعنی مزاج اندام‌های خود بدن خب حالا ماهیچه‌ها غضروف مثلا دیدید آدمای اینو دقت کنید آدمای دموی خیلی قوی‌ان دقت کردید خیلی دارن ولی سریع پاشون پیش میخوره خیلی آره غضرافشون ضعیفه خیلی قوی‌ان اصلاً غضروف چرا ولی یه آدم سودایی لاغره کوچیکه انقدی می‌بینی عجب مثلاً هرچی از مثلاً طبقه میفته هیچیش هم نمی‌شه خیلی آدم نسبت به آدم دمویه یعنی مثلاً نمی‌تونی شاید یه چیزی نتونه به اون خوبی بلند کنه بزنه یکی بیفته ولی غضروفای پاش قویه چرا چون جنس غضروف از سوداست آدمی که دموی سوداش کمه پس غضرو سریع پاش پیچ میخوره دموی میزنه تو گوش یکی میفته ولی غضروفاش ضعیفه چون جنس غضروف هست سوداست آدم بلغمی فلان ولی معده اش چون سرده معده اش هم مثلا خوب یه صلوات دیگه هم بفرستید اللهم صل علی محمد و آل محمد هرچی ضرب المثنی تو ضرب المثنی خوله اینا رو اینا شاه کلیدیده وقتی میگن یارو یکی داره حرف میزنه مثلا دیگه غیبتم خدا را شکر مثلا همه جا هست دیگه مقدار خانوما بیشتر فحش میدن ولی خانوما از این عبارت محترمت میگن دیدید دختر فلانی چقدر خوله یا باز بیشتر گیر خولی رو بیشتر نسبت میدن به پسرای فامیل میگه دیدی پسر خالم چقدر خوله اینو شنیدید دیگه خوب بعد اصلا نگاه کنید زیاد نمیگن دختر خالم خوله بیشتر میگم پسر خالم خوله چون جنس پسر گرمتر و صفرای‌تره اونم پسرخاله توی اوج بلوغ میگن خوله چون اوج صفراست خب بعد پسرا به دخترا چی میگن میگه دیدی چقدر دختر خانم خنگه خوب دختر سردیش زیاده دیگه برای یکی غیبت نمی‌کنم خب یه آتیشم به غیبته می‌زنم ولی خب دارم گوش میکنم میگم فلانی خوله تا میگن خوله تو ذهنم میاد یقیناً صفرای این شخص بالاست کاری به طبیعتش ندارما در حال حاضر غلبه‌اش بالاست همین خولی که میدونیم یعنی چی همین خل بازی اصلا اینم بدونید کیسه صفرا چیه تو انگلیسی تو پزشکی آره آره کوله کوله توی انگلیسی اسم این کوله چی بوده کل بوده کل چی بوده خل بوده از کجا اومده از زبان ایرانی و یونانی که بعد شده کول به کیسه چرا چون هرکی خل بود میگفتن این صفراییه بعد اسم اون کیسه صفرائه شد کیسه خلا بعد حالا خوب این خل یعنی همینجوری داری گوش میدی میگن پسر خالم خوله پس یعنی پسر خاله فلانی میگن دختر خانم خنگه یه مقدار سردیش زیاده حالا اشخاص رو تو ذهنتون نیار مثلا مثال ولی منظورم اینه که توی جمعی در مورد یه شخصی میگن یعنی خنگه یا کودن یعنی بلغمش بالاست بعد میگن فلانی بی جنبه است بی جنبه اینا که ما می‌تونیم مزاج شناسی کنیم یعنی خشکیش عجیب بالاست حالا یا صفرا سوداش معلوم نیست ولی خشکیش یا صفراست یا سوداست اصلاً آدمای خشک بی‌جنبند چپ میری بهش بر میخوره برمیگردی سر جات راست میری دوباره از جهت دیگه‌ای بهش برمی‌خوره خشکیش بالاست چرا بخاطر چون رطوبت گرفته کلا خشکی باعث برخوردنه به آدم های تر اصلا مخصوصا سردترا اصلاً نمی‌فهمن که تو بهشون توهین کردی خصوصاً سردتر اصلا نمیفهمن بهشون توهین کردن آره نیستن کلا حواس بعد تازه گیرم بفهمن یعنی مثلاً یه عاملی باشه بگیم مثلاً یکی دیگه باشه تحریکش کنه خب بگه ببین فلانی بهت توهین کرد میگه ا جدی توهین کرد یه مقدار متوجه میشه کلا یادش میره فرقی نمیکنه هم گرم و تر هم سرد و تر وقتی یکی گارد میگیره حالا اصلا توی ببینید خشکی را وقتی خشکی یه بدی داره یه خوبی مثل چوب میمونه خشکی و حالا اینا توی ازدواجم بدونید تو زن و شوهرا بچه ها پدرها اینا با هم آدم خوش جلوش وایسی میشکنه جلوی این چوبو ضربه بهش بزنیم می‌شکنه تمام میشه یعنی میشکنه آدم یعنی نه اگه ببینی خاک ما بندازیم تو قابلمه آتیش بدیم چی میشه داغون میشه تمام عنصراش به هم می‌ریزه منتها خاکو بخوایم گرمش کنیم باید آتیش باشه یعنی سرد و خشکه باید آتیش باشه منتها آب هم توش باشه یعنی با گرمی و تری میشه یه آدم خشک و عوض کرد اگه اون خشکه تو هم خشک باشی آدم بلغمی رو سرد و تر یه مقدار گرمش کنی آبه یه مقدار آب و گرم کنی چی میشه میشه هوا بخار میشه دیگه ببین بلغم نماد اینو که ما میگیم کاملا مصداق داره ها یه آدم بلغمی رو یه ذره فقط حرارت بهش بدی بخار میشه میشه دم حرارتو زیرشو کم کنی دوباره میشه میعان میشه میشه آب پس یه آدم بلغمی رو بخوای یه ذره گرمش می‌کنی ولی آدم خشک اینجوری نیست باید آروم آروم خوبش کرد آدم سودایی رو نمیشه بستش سودایی یعنی چی سرد و خشک نمیشه ببندیش به زنجفیل و گردو و گرمیای شدید باید انقدر آروم ولی بلغمی رو میشه بلغمی رو گردو میدی شیطنت میدی میخوره سریع خوب میشه خوب منتها آدم سودایی رو تا میدی عارضه نشون میده میگه خب بعد چه جوری درمان کنم تو نسخه دادنم همینه تو برخوردم سرکه انگبین بهت آروم آروم اصلا نفهمید انقدر بدن تا آروم آروم خشکی رطوبت بگیره تا درست بشه خیلی طول میکشه خیلی طول میکشه تا خوشگل رطوبت بگیره منتها دیگه مزاج‌های دیگه اینجوری نیست خب تو برخوردم همینه جلو بچت وایسی خشکه یه کاری کرده تو اعتقاداتشم همینه یه آدم خشک وقتی یکیو قبول میکنه خداش میکنه حالا هی ما بیایم مثلا تو طب اسلامی تو طب اسلامی بگی بابا فلانی اشتباه هم داره نه نه نه آیت الله فلانی دکتر فلانی پروفسور فلانی از اونور وقتی هم لج کرد باهاش دیگه کافرش میکنه حالا این بنده خدا تا دیال خوبیایی داشت بدی های یه آدم مرطوب واقعیت رو میبینه میگه آقا آیت الله فلانی این خوبیاشه اینم خب آدم دیگه داره کامل واقع بینانه میبینه طب کلاسیک این خوبی هاشه این بدیاشه طب سنتی این ضعفاش این قوت داره واقع بینانه یه آدم بلغمی یا دموی نگاه میکنه منتها یه آدم یا طب کلاسیک خداست اصلا نمیشه حرف سنتی زد یا وقتی لج می‌کنه دیگه نمیشه از طب کلاسیک مزیتش می‌گفت پس آدم خودش خیلی بده حال نداره بحث کنه آدم برقمیه که اصلاً حال نداره بحث کنه خب اصلا چیزی رو نمی‌فهمه که بخواد بحث کنه بفهمونیش حالشو نداره بحث کنه آدم دمویه خوب خوبه گرمه میفهمه اینا ولی عاقله سریع رد میشی گیر نمیده روی بحثی گیر نمیده روی ببینید اینکه میگم اینم فقط یه نکته گوشه ذهنتون باشه ما وقتی میگیم صفراویه انتظار نداشته باشید حتماً آدم جدل جنگجویی باشه ممکنه صفرایی منتها رطوبتش از چی گرفته از غذای مادر خیلی خوب تربیتش کرده خیلی خوب تو جامعه بوده فهمیده یعنی فهم جنسش چیه فهمیدن جنس فهمیدن رطوبته من وقتی خیلی تو جامعه‌ام من مثل خیلی تو جامعه هم شما رو میبینم خانم صبا نگاه میکنن آها من تا دیروز نمیفهمیدم اخلاق ایشونو که دیدم رفتارشو با خودم دیدم مثلا این کارو که کردم آها یه چیزی به من فهم داد دیگه میگم آقا مثلا آدمای این مدلی این اخلاق دارن یه فهمی به من داد این فهمه رطوبته من وقتی با ۲۰ نفر همیشه سر کار دارم توی اتاق توی اردو توی خونه جمعیت زیاد متوجه این میشه کامل به آدم توجه میده عقلم میرسه آها خب مثلاً من اگه ناسازگار باشم طرد میشم من اگه بد اخلاق باشم طرد میشم این فهمیدنی که من اگه بد اخلاق باشم طرد میشم رط پس ممکنه آدم صفرایی باشم ولی پرخاش نکنم به خاطر فهمی که مثلاً از غذای پندار گرفتم از غذای انس گرفتم از غذای بویای هرچی خب مثلا یه آدم صفره آرزوهای بلندی داره مثلا کریس رونالدو بشه تو فلان این بشه اون بشه تو رزمی هر رشته‌ای که تو خانم فلان بازیگر مطرح مثلا حالا مثل بعضی چیزها اسم نبریم زیر امام جمعه مشهد اسم برده ولی خوب حالا مثل همون آرزوئه خب ولی وقتی میاد تو جامعه اون آدم صفرایی میبینه آها خب صفرایی هم میخوام مثلا میگم که یه سوال بشم یا نمیدونم اینا بشم اون اوج این رشته منتها خب توانشو نه می‌فهمه دیگه میفهمه آقا اون کریس رونالمن ۱۰ تا ویژگی داشته باشه ۸ش خدادادیش باشه که اصلاً من ندارم اینو صفرا به خودی خود اگه توی اتاق باشه نمی‌فهمه داره بلند پروازی میکنه خب ولی وقتی میره تو جامعه یا ما باید انقدر بهش سردی بدیم کافور بدیم سرد بشه بفهمه یا راه بهترش اینه بگیم گرمیتو حفظ کن سلامتی‌تو حفظ کن بلندپروازیت برای کشورمون مفیده شجاع بودن همه اینا رو حفظ کن به جای اینکه بیام کافور بریزم تو حلقت کنم از مغز تا پایین خب تو صفراتو حفظ کن منتها زیاد برو تو جامعه آدم صفرایی نباید تو خونه بشینه چرا چون وقتی تو خونه میشینه میگه ها من الان باید کریس رونالدو مثلا حالا بستگی به زن مرد تو مدرسه استعدادها اینا مثلاً آها من الان باید کریس رونالدو می‌شدم باید ۲۰ نفر زن من الان باید فلان زن اینجوری هی با خودش فکر میکنه آها خوب نه بابا من دوبار دویدم نفسم بند اومد اصلا من کجا مثلا علی دایی مون کجا هستند زمین تا آسمون دیگه بیخیال میشه خب من کجا نمیدونم اصلا تیم شهرستان کجاست چه و همینطور آدم صفرایی رو باید رطوبت اینجوری داد نه سردش کرد خب اینا توی میرزا اینا این قسمت های که گفتم حالا انشالله تو سطح مثلا خصوصا دو یا اینا خیلی خوب بحث میشه بحث اینا منتها الان این فقط یه گوشه های میگن تو ذهنتون باشه که یه جاهایی اگه تعارض دیدید نگید مزاج شناسی اشکال داشت بگید آها یه عامل دیگه‌ای بود که آدم صفرا اینجوری صفر و دمرات بینی گفتم یقیناً تو چهره از گرمیه تب بله یقیناً نشونه گرمی چیه چیه بگید نه گرمی چیه کبده تبعه خشکیشه نه تریشه نه نشون دهنده گرمیشه این اصطلاح که دارن تاکید می‌کنم تو بعضی از این اصطلاحات دو سال دویدیم اصلا بفهمیم قضیه چیه مثل همون بلغمیه ما برق نداریم ما بعد گفتن خب نشون ببینید توی کل صورت حفرات بینی نشان دهنده گرمی یک گرمی گرمی متوجه میشید گرمی یک و دوماً گرمی طبع نه مزاج ممکنه بزرگ باشه منتها یخ باشه خب پس چه تعارضه آقا طرفو دیدیم بزرگ ولی افسردگی گرفته یه گوشه افتاده خب بله این طبعش این افسردگی مزاجه شه که الان سرد شده طبعش چیه طبعش یعنی سرشیش و حالا آقا صفرا سودا نمیدونم صفرا نمیده مشخص نمیشه نشون میده گرمی فقط گرمیش مشخص میشه حالا میایم تو اندام اندام هم بگم یه صلوات بفرست میایم توی اندام از بالا چه میایم پایین همینطور شهاب حسینی رو تصور کنید شهاب حسین مرور کنیم چیه سرش بزرگه قبول دارید بزرگه نیست قبول داره آره بعضیا خیلی بلغمی شان بالاست در حد یه آرم به من جواب نمیدن بله نه همون خوبه شما کله تکون میدید خوبه ولی خوب بقیه همینم نمیدن بعضی شهاب حسینی سرش بزرگه کشیده است یا گرده یعنی شهاب حسینی بذارید کنار آقای حیاتی اخبارگو تلگرام دارم اخبار میگه ما حذف کردیم ولی حس کردیم دیگه اخبار میگه این شخصیت میبینی یاد فحش خورد ساکت باش دارم گوش میدم و خوب آقای حیاتی پس سر گردی داره درسته و بزرگ چه اتفاقی به این بزرگی و هیجان انگیزی بود یه چیز خیلی بود بعد بینیش خیلی درشته درسته اینا طبعشه چشماش درشته لب و دهنش درشته فکش میگیم شهاب حسینی جدای اینکه مشهوره چرا شهاب حسین مثال میزنیم چون یه دم خالصه آره یه مقدار نمیخوره به همدیگه چشمش به دم میخوره ولی همه کاملا متناسب و اخلاقشم همینطور دم کاملا شسته رفته متعلق دیگه این اصطلاح هر کلاس معتدل خیلی بهتره خوب تو اندامش سرشونه های حالا اندام حوصله ندارم بنویسم نگاه کنید خودتون بنویسید سر شونه های حوصله من دارم ولی وقتی بلند میشم شما می‌خوابید مجبورم بشینم نگاهتون کنم سرشونه‌های درشت قطع کردید طرف داره از در میاد دیگه دقت کنید ساختمونه نه نه شونه بعد اول سر دوم ساختمان درشت اصلا کلا بالا پایین درشته یا اینو باید دقت کنید اندازه سر و ساختمون بدنیش قدشو کاری نداریم استخوان معنیش درشته یا نه آره ولی خوب اون چاق اینا میشه مزاجش ما می‌خوایم استخوان بندی شده ببینیم طرف توپره یا نه خوب دخترای دموی هستن خیلی خیلی هم شکایت من این مدلی دارم تو دخترای دموی هی میگه من چرا هرچی کم می‌خورم لاغر نمی‌شم هرچی فلانه من دوست دارم مثلا حالا دوستم ندارن آدم یا کلاً اگه دم باشه همونجوری دوست داره ولی حالا اون مقدار سرشون سرد شده یا تحت تاثیر حرف خیلی مردم و اینا که سعدی میره من دوست دارم مثلاً رونام لاغر باشه ولی دموی اینجوری نیست دیگه دموی درشته کل ساختمونش که کم بخوره این ساختمونه بدنه رون درشت با بازوهای هیکلم مردونه است میگم خب پس میشه سرشونه‌های اسکلت حالا اینکه چاق شکم داره چاق شده اینا نه ساختمونه بدنشو بعد سرش دقت می‌کنیم آدمی که اومده مثلا میگم مثلا الان ببینید توی مثلاً جنگ الحمدالله همه هم درشتند ولی خب خانم چی بود شما خانم ریوندی ببین الان اصلا کاری ندارم چاقیه لاغره اصلا به این کار ندارم ساختمان بدنش ظریفه مچ دست خیلی میشه مچ دست درشته یا لاغره مچ خب مثلاً تقریباً ایشون یه مقدار باریک‌تره نسبت ولی همه درست خدا را شکر عالی خوب آها خوب همین وقتی مچ دست یه ذره است وقتی مچ دست یه ضربه است اندام های دیگه درشته یعنی چی یعنی طبع بدن خشک لاغر بوده الان چاق شده ولی وقتی نه طرف گنده داره میاد داخل مچ دستشم گنده است این یعنی مچ شهاب حسینی چیه درشته ه مچ دست ریز هیکل خدا حفظشون کنه خب یه مقداری کنم سردی میدن و افسردگی میگیرن آره نه یه مقداری خب بله همون نسبتی که میگید و اینا یه مقدار رطوبت گرفته خوب منتها مچ دست این آقا رو نگاه کنید مچ دستشون درشت خب بدنشون هم مقدار درشت خیلی تازه بدنشون تازه لاغرتر ممکنه باشه از مچ دست نماد آره تقریبا حالا با یه چیزی منتها حالا گفتیم ساختمان تب و مزاج کاری ندارن تب از کجا بفهمیم از مچ دست طرف که اومده خیلی چاقه ولی مچ دستش تیزه یا خیلی درشته یعنی تبعه اون کسی که مچ دستش هم درشته یعنی کلا آدم دموی بوده خیلی سریع اینا راحت میشه وقتی داره میاد مچ دستش هم نگاه میکنه خوب خوب پس شهاب حسینی بینی درست چشما درشت لب و دهن درشت فک درشت سرشونه‌ها و مچ دستش درشت سرشونه‌هاش همچنان درشت سینه قفسه سینه و اون فرمی که داره قفسه سینه اینا رو بنویسید چپ سرچ بزنید مثلاً مائده رو بری چپ سرچ بزنید ببینید کیه اندامی که داریم میگیم خب شکلی که داره میگه مثلا امیر علی اکبری رو سرچ بزنید بوکسور لخت هم هست ولی قفسه شونه هاش که درشته هیچی سینه هم درشته یعنی اون دو تا سینه که نگاه میکنید درشته اون درشتی رو می‌خوایم خب بعد یه مقدار شکم دارم تو روایت هست که حضرت علی شکم داشته بعد که حضرت علی نون و نمک می‌خورد اصلاً خب بالاخره شکم پرخوری تو ذهن آدم میاد ولو کم حالا یه ذره یه ذره پرخوری داشته هی پیش خودش فکر میکنه بابا حضرت علی مگه معصوم نبوده مگه کم خوراک نبوده مگه ال نبود مگه غیر مگه شهوانی یعنی شهوت غذایی مگه میخورده نه خیلی کم می‌خوره پس چرا یه ذره شکم داشته چون دموی بوده الان دخترا که میان میگن دختر باید لذت ببری از اینکه ذهن بزرگی داره توان بدنی زیادی داره فلان این همه ویژگی های دم بهترین مزاجه یه دختری میاد خب یعنی خونه داری یعنی پسرزا یعنی ۱۰ تا بچه میتونه بیاره یعنی قوت داره تنش فکرش همه چیش یعنی دختر دموی که باید مثلا رو هوا بردش خب به شرطی که مردم گرم باشه مثلا ضرب المثل میگن چی کسی میدونه میگن سفید سفید ۱۰۰ تومن قدیما می‌گفتن دیگه حالا که رسید به سبزه هرچی بگی می‌ارزه یعنی گرمی بود الان هی همه اون دمویان به جایی که افتخار قدیم اینا بود افتخار باشه که خوب گرمه بعد حالا هی میرن به زور کرم و سفید میکنن خودشون کنار هم درسته سفید قشنگتره ولی همه چی کنار هم باید نگاه کنی قشنگ باشه خوب خوب پس این خوب ولی میگه من لاغر هرچی رژیمی بابا تو کلا همینی حضرت علی یه مقدار شکم داشته چون تنش تن بوده هزار تا کارم با این خوبی یه ذره شکم داشته بعضی بچه ها رو میارن جای ما میگه این بچه هم ضعیفه چرا به اینو خوب دقت کنید میگه الان قوت داره کامل دیگه خوب ایشون آقای شمس آبادی خب حالا مثلاً جوون تری یا مثلا تو ۱۴ سالگی که اوج صفرا بوده ممکنه خیلی لاغرتر از الان بوده مثلا خوب مثلا میگم تو تیپ مثلا آقای احمدی نژاد چقدر باریکه ایشون خیلی باریک یا مثل آقای خامنه ای و اینا امثال که مشهورند خیلی ولی خیلی قوت دارن خیلی قوت دارن بعد حالا چرا میگن ضعیفه بله میدونید ضعیفیش مثل یوزپلنگ و شیره یعنی ایشون نسبت مثلا به امیر علی اکبری ضعیفه ما حرفی نداریم امیر علی خیلی قویه ایشون قویه شیر اون دم این صفراست ببین شیر خیلی پلنگم خیلی قویه مگه پلنگ ضعیفه نباید ببری جای درمان کنی بگی زور یوزپلنگ کمه خیلی زیاده با انسان قابل قیاس نیست فعالیتش نیست تنش نیست منتها شیر از پلنگ بیشتر همین بعد این بچه‌ای که اوج قدرت منتها لاغره مامانه میاد میگه چاقش کن یعنی چیکارش کن یعنی بلغمش کن یعنی بلغمش کن یعنی پلنگ بگیر و الاغ تحویل بدی غیر اینه یعنی چی یعنی پلنگ بلغم ببر بالا یعنی الاغ یعنی اونو بگیر ولی گندش کن ولی الاغ شه بعد از اونور بچه خپل مثل همون الاغ خب مثل بشکه بعد میگه ببین بچم ماشالله گوش دادم خورده چاه بعد میگی آره خیلی گنده‌ست ماشالله خدا حفظش کنه برات ولی خب گوشت بیشتر بفروشی که باید از این کار بکشی میتونه کار کنه میگه نه یعنی خیلی جالبه یه وقتایی فرهنگ سازی میشه اون بچه‌ای که مثل الاغه الان پروارو خوبه اون بچه که مثل یوزپلنگ بده چرا چون یوزپلنگه شیر نیست بچه هم الاغ باریکلا بهش خب یعنی این خیلی بده اون باید تعریف درست بشه خیلی من هر بچه که میاد مثلا این آقا جان میگم بابا ماشالله خیر بله حالا تو با ایده آل مطلق داری با امیر علی اکبری قیاسش می‌کنی بوکسور فلان فلان بله یه مقدار از اون ظریف اگه با هم دعوا کنم اون اینو میزنه ولی نسبت به ۹۰ درصد جامعه نگاه کن این تنش قوی‌تره این تنش از اون قوی‌تره اون بچه چاقو یه اشتباهی یه بچه خپلو میان با کی قیاس میکنن مثلاً با امیرعلی باشه آب حسینی یعنی اون از دم بدنش حجم داره این از بلغم بدنش حجم داره اون اوج قدرت این اوج ضعفه خب اینو باید دقت کرد خب بعد میایم پایین گفتیم شکم یه مقدار دارن رونها درشته فرق نمیکنه دختر پسر همینطور درشت بدن درشت بازوها بازوها کشیده درست و بازار کشیده درشته آره سلام حالتون خوبه مرسی ممنون تشکر خیلی ممنونآره خیابان قائم ۱ قائم ۱ قائم ۱ کنار خانه سبز بله همون جایی که همو دیدیم بله بله کلاس این قائم یک کنار خانه مادر بعد میایم توی رون‌ها عضلات و غیره گفتیم تنها چیز که ضعیفه چیه حالا ببینید بفرمایید خوب پس بازوها بلند کشیده و غیره همینجور میایم نکته اینجا بگم خیلی مهمه ببینید رطوبت همیشه حجم میده خوب رطوبت همیشه حجم میده گرمی و سردی حالت میده یه استثنا دارم رطوبت همیشه حجم میده گرمی و سردی حالت گرمی حالت میده سردی بی حالتی میده شلی میده حالت یعنی یه استثنا چی بعدش فارسی خوب حالت چی چی می‌خواید بی حال میکنه شلی میده خوب یه استثنا داره اونم اینجاست ببینید توی مزاج شناسی ما باید حالا مثلا شما اینجوری نگاه میکنید شهاب حسینی تو ذهنتون میارید خوب حالا چششم یادم رفت توی اندام بعد بینی تو سر بود درسته مچ دست تو بدن و رگ دست رگ دست دمویا کاملاً آشکاره که تو نقش شناسی حالا یه استثنا اینجا اینم بگم ما یه وقتی جز به جز پایین میایم بعد میگه آقا مثلاً میگم شما چیکار همین چشم و بینی و اینا رو گفتیم دیگه ما متوجه شدیم مزاجش چیه چرا حالا مثلا دیگه همه اینا رو میگی ما که شهاب حسین نگاه میکنیم نه تو یه سری مریضا هست وقتی تنوع زیاد میشه از هیچ جاش نمی‌فهمی خب همه جاش مشکوکه خصوصاً تو دم و بلغم تو دم بنویسید دم بلغم و صفرا و سودا تو این دو تا مشکوکه هی بالاشو نگاه می‌کنه پای خود این چشه به هم به صفحه میخوره هم به سودا هم به دهن میخوره هم به بلغم دوتا مزاج دم و بلغم صفرا و سودا این دوتا هی با هم قاطی میشه مثلاً هیچ وقت آدم دم و با صفرا قاطی نمیکنه من هی با فرض آقای حسینی را نگاه میکنم میگم خوب این چشمش آره هم به دم مثلا هم به ده میخوره هم به صف میخوره هم میخوره مثلا بینیشو نگاه میکنم هی منتظر رگ دستشو نگاه میکنم خوب ما باید یه طبیب و یه مزاج شنا بعد اینقدر خوب این که واضحه که خوب پیش هر عطاری ببری میفهمه قشنگ مثل شهاب حسین شناسی مقدماتی خونده تا میری شهاب حسین دم اون که هنر نیست خب یکی دیگه مثلا یکم حالا با اون اینو که طرف میفهمه که وقتی شما کارت ارزش داره که مثلا طرفو بین صفرا و سودا مرددن بین دما و بلغم پس باید همه اندام ها رو جز به جز چرا به دوتا دلیل یکی اینکه تمام اندام توی دوتا مزاجه خب شبیه همن فقط وابسته میشی به یه اندام فقط یه اندام مثلا چی همه اعضا شبیه همان مثلا تو صفرا سودا خوب تو صفرا سودا همه چی شبیه همه فقط یه اندامه این خانم با اون خانم یا آقای فرق میکنه که شما میفهمی که یعنی ۱۰۰ تا ملاک بلدی ۹۹ تاش یا ۹۰ تا شبیه همه شما باید دنبال بگردی کدوم خب کدوم تمیز میده این دوتا را از هم درسته تو این دوتا باید دنبال بگردی خب یا نه آقا ده تا ملاک تفاوت داره منتها منی که الان اینجا نشستم به دلایل شرعی به دلایل عرفی به دلایل ذهنی حالا الان حواسم با فرض چه میدونم رگ دستش نرفته حواسم به فلان جاش رفته به اینجا رفته به اونجا رفته پس ما باید همه رو بلد باشیم که وقتی می‌خوایم تشخیص بدیم آقا خانومه اومده بینیشو گرفته سه چهارم بینیش هم گرفته موهاشم تا اینجا چیکار کنم حرفم که نمی‌زنم کرده اونور صلوات می‌فرسته ببینه داریم میبینیم مریض ها رو دیگه خب باید بالاخره یه جایی برای خودم پیدا کنم که بفهمم مثلا بچه اومده بچه چشاش بسته خواب فلان کوچولو هیچ چیز خاصی نداره خب حالا نبش بفهمم مثلاً خوابه نمی‌زنه مثلا باید من انقدر ملاک تو ذهنم بلد باشم که یه جایی که طرف خودشو پوشونده بود نمیدونم فلان بود شرعی عرفی ذهنی اصلا ذهنم به یه سطح ملاک ده کلا ۹۰ تا شبیه هم ده تومن ده تا نه تاش نرفت ولی یه دونش کمک کننده است وقتی دارم مریض میبینم تشخیص میدم همه اینا رو باید طبیبه بلد باشه خب تو حالت نرمال نیاز خوب حالا یک قسمتی که خیلی استثنایی خب تو بدن خانم ها آقایون نه آقایون هم هست چرا خیلی استثناییه و تو تشخیص طبع هم طبع اینو بنویسید اینا رو بنویسید هم تشخیص هم تشخیص مزاج هر دو با هم یعنی هم طبیعتو نشون میده هم مزاجو نشون میده و مثل تو صورت گفتیم چی بود حفرات بینی تو بدن گفتیم چی بود تکرار می‌کنم که یادتون بیاد بعداً چی بود موثره می‌خوام بهش برسم خب تو سر بینی و فرات بینی تو تن مچ دست و مچ دست بر رگ دست رگ پشت دست مچ دست رگ پشت دست این مشترک بین آقا و خانم خب حالا بله یه جایی بالاخره پیش میاد که بخوایم مثال بزنیم از بحث خارج میشه مردد میشیم یه عاملی که همانقدر مثل مچ دست رگ دست و بینی تشخیص یقینی میده توی خانم‌ها سینه است سینه چطوره گفتیم الان به من بگه گرمی گفتیم چی میده تو کل بدن تو کل بدن اگه غلط میگه میگه بقیه همون نمیگن غلطه درست نمیگن بگید گرمی چی میده گرمی چی میده ارتفاع ارتفاع میده درسته رطوبت چی میده حجم میده خب علی القاعده تو همه اندام باید بگیم سینه وقتی رطوبتش زیاد میشه بزرگ میشه این قاعده است وقتی خشکی زیاد میشه این طبق قاعده هست وقتی رطوبت زیاد بشه سینه بزرگ میشه وقتی کوچیک بشه رطوبت کم بشه سینه کوچیک میشه همین طبق قاعده هم سینه هست منتهای استثنا اینجا داره و آها اینم بگم قبل استثنا پس وقتی رطوبت داره بزرگ خشکی کوچیک حالا نگاه می‌کنیم حالت گرم خب اینو رطوبت شما فهمیدیم گرمی سردیشو از کجا بفهمیم از فرم سینه سینه که فرم میگیره رو فرمه مثلا این یعنی گرمه سینه یعنی خوب به این دقت نداره یعنی سرده بزرگ کوچک چیه از رطوبته کوچیکه یعنی خشکه کل طرح رطوبت داره درشت سینه بله گرم نداره فعلا کاری به گرمی سردی نداریم ما میگیم رطوبت و خشکی کجا گرمی سردیشو میگیریم ولی فرم داره چیه دیگه هیچی نباشه ها باشه ولی کوچیک باشه یعنی چی یعنی گرم و خشکه خوب بعد ۱۳ ۱۴ ساله اومده بود با چادر و اینا بعد خب بعد کلا سرد یعنی یخ میخورد بعد زده بود افتاده سینه اصلا داریم تو خرما پر کردید خیلیاتون دیگه افتادگی مزاجش نمیخورد خب تو تشخیص من اشتباه میشه اگه خوب گرمه باید سرده باید داشته کاملا مطمئن گفت نه اصلا خدایا پس این من دارم اشتباه نبضشو می‌فهمم چون پیش میاد حالا اشتباه کردیم مادر بود خانم بالغ نشد خوب این خیلی مهمه دیگه یعنی یا مثلا یا خیلی کوچیکه خب وقتی که سینه خیلی کوچیکه که افتادگی توش معنی نداره فرم توش معنی این یعنی خیلی سرده اصلاً یعنی مثلاً سینه خیلی خیلی کوچیکی که فرم داره یعنی کلاً سرده سینه که باشه یعنی اندازه نرمال باشه منتها دختر جوونم همه یعنی مجردی که هنوز زایمانم نکرده و اینا همه افتادگی سینه دارند منتها باز نسبیش باز نسبی دختر جوون سینه‌اش چیه روفرم بزرگه خب رو فرم پیرزنه چرا چون جوونه گرمه پیرزن افتاد ممکنه پیرزنی باشه گرم باشه حالا پیرزن دیگه سرده ۶۰ ساله ۵۰ ساله دختر جوونی باشه که سینش کلا افتاده باشه درسته این گفت همون درصدهاست که گفتیم ولی قالب جامعه رو نگاه می‌کنیم دختر جوون سینه رو فرم داره پیرزن پس اینو خوب فهمیدی دیگه رطوبت حجم میده گرمی و اینا حالت میده خب مثلاً یه آدم دموی شکم داره منتهاش شکمش حالت داره سفته شکمش شراب میکنه اینجوری دیدید تو رونم هست رونه درشتی داره سفت و محکم و عضلانی یه بلغمی رون داره همچین مثلا میزنی تکون میخوره اینقدر بیحاله همین حالت سینه یه چیزی هم داره یه استثنایی پستان داره بخاطر اینکه سینه علتش هم بدونید بد نیست هورمونیه خب هورمون یعنی هرچی هورمون های خانم بیشتر باشه سینه بزرگتره گرم سردی هم جدایی رطوبت رو اندازه سینه تاثیر می‌ذاره یعنی خانم‌هایی که خانم‌هایی که سینه کوچیکی دارند یقیناً چی‌اند طبق قاعده‌های دیگه باید میگفتیم یقیناً خشکن ولی اینجا میگیم یقیناً علاوه بر خشکی سردم هستند اینو من خودم تجربه کردم روی یک خانمی که چیز بودن مردد جدی بودم بین صفرا و سودا اصلا نه میشد بگی صفراست نه همه علائم به هم می‌خورد شبیه هم بود خب سینه‌شم خب بله کوچیکه خب یعنی خشک هم هست خوب خشکیو می‌دونستین داره نمیدونستیم گرم و خشکه یا سرد و خشکه خب سینه‌شم کوچیکه پس یعنی خشکه حالا گرمی سردیش کوچیکه که اصلا نمیشه فرمشو ببینی یعنی اصلا خیلی اصلا معنی نداره کوچک مثلا چیه سرد و خشکه صفرایی نسبت به دموی سینه‌اش کوچکتر هست منتها سینه داره بزرگه منتها از اون کوچیک‌تره و فرم داره خب این یه ملاک بسیار جدی توی تشخیص خانم ها خیلی مهمه که ما گفتیم خانم میاد دیدیم سینه‌ش کوچیک بود یعنی چی سرد و خشکه اصلا به بقیه چیز طبعش به بقیه مزاجشم حتی الان همینطور سرد و خشکه خانم دیدیم سینه اش بزرگ بود یعنی چیه نه یعنی رطوبت داره به حالتش نگاه می‌کنه می‌بینید کوچیکی یقیناً سردیه ولی بزرگی یقیناً گرمی خوب متوجه میشید حرفمو کوچیکی سینه خانم یقیناً سردیه به خاطر اینکه سینه هورمونیه ولی بزرگیش یقیناً گرمی نیست ممکنه از رطوبت باشه ممکنه از رطوبت باشه حالت گرفتن سینه خانم روفرم بودنش یقیناً گرمیه نبودنش یقیناً سردی و رطوبت این خیلی سه چهار تا نکته بود تو این جمله ما اگه خوب نفهمیدید بگید دوباره بگید من فقط این قسمت نفهمیدم که هورمون چی چند تا مثال بزنیم بگید مثالاتونو این خیلی عامل تشخیص مهمیه و تمیز دهنده کمتر میشه افتاده شیر دادن نیست خوب مزا با هم یکیه به ترتیب دارم این ترتیب بنویسید آدم سودایی رو مثال بزنیم مشهور داریم خوب مشهور که مثال بزنیمبانوی عمارت بازیگر بانوی امارت خانم یه خوبی هم که داره ریحانا اینه که نمی‌خواد حدس بزنی آره درسته ریحانا میشناسی همه میشناسند ریحانا را با هم بحث کنیم ریحانا خوب هم درشته هم فرم داره این میشه ولی حالا ما داریم تبشو نگاه میکنیم ولی عمل نکرده خوب خودش عمل کرده خوب هم درشته هم فرم داره بعد نگاه چیه پوستش سبزه است خوب پوستشم سبزه است حالا سین کامل گردنش کلفته خوب و حالا اینارم بیخیال بشیم تو ظاهرش چه جوری میخونه مردونه و خشن و آهنگ‌های میخواد دعوا داره با آدم خب مثلا حتی تو خواننده‌ها نگاه می‌کنیم بریتنی هم صفرائه خب اونم داره مردونه میخونه ولی کجاست ریحانا کجا اون داره مردونه زنونه نمیخونه ها داره منتها اون صفراوی مردونه میخونه این دمویه مردونه میخونه خیلی خوشگل آره آره یه مقداری لطافت توش هست به خاطر صفراشه خب خیلی بهاره رهنما خوب بهاره رهنما ما که لختشو ندیدیم درسته مثال ما که ندیدیم منتها رهنما چطوریه یقین بازار حالتش چطوریه قطعاً افتاده چرا درشت رطوبت سردیش بخاطر چهره مشهور نمیدونم چون اصلا معروف نداریم الکی داریم میگردیم خوب منتها مثلا سوداوی نه اونا صفرا اومد بعد مشهور نمیشناسم منتها خانم های که چی پلنگ صورتی خیلی مشهورم داریم صفرایی درسته یکی خیلی از این قشنگ یعنی چیزتر بشن کیه این چیه رفت آلمان چادرش خیلی نه مجری آزادی نامداری رو غالباً با چادر کوچولو میکرد خوب ولی طبق مزاجش باید چی بود چی باشه آزاد نامداری سینه اش باید چه شکلی باشه خانم لاغره جغالی همه اندامش لاغر سینه هستند راهنما قاسم تلاش خوب سراشون گرم خب قاسم و اصلا زیاد ریحانا یا مثلا رطوبت بیشتر مثال بزنیم خانم افشار و اصلا همینجوری میشه گفت خب صفراوی زیاده بلغمی هم تنای خانم رهنما که مثال زدم سرش چیه گرمه تنشو مثال زدن خب تنشو مثال زدن قاسمی خیلی گرمه تنش مثال زدم به خاطر اونم سنش خوب خیلی بیشتر تو روسیه است ایران خیلی دموی مثلاً تک و توکی خیلی کمن بیشتر مثل رضا گلزار مثل حیاتی مثل آقای خامنه ای و و اینا همه صفرا خب ایرانیا بله اخلاقیشون کار داریم بزرگی داره نسبتا خوب چشمای درشتی داره صورت درشتی داره خیلی از لحاظ الان مثلا نگاه کنید خانم افشار خانم خانم مهناز آبشار یا اینا خانم تو بحث‌های سیاسی چقدر کاری به اینا ندارن منتها یه کسیه مثلاً مهناز افشار که شجاعت داره حرفشو میزنه آقا نمیدونم حالا حرف غلط یا درست کاری ندارد حقوق زنان دفاع کنم هم فعاله می‌بینید هم شجاعه حالا روحانی میاد یه نقد میکنه حرف میتونه بزنه ولی آدم موضع گیری نمیکنه خوب این یه نکته حالا که خواستم مثال بزنم اینجوری نگفته بودم سینه درست هر چقدر میتونه نداره ولی بی حال افتاد خوشگل خانم‌های سودابی حالا یه مقدار بارزتر بشه این گل حرف هم تو این دوتاست اینا رو میگم که این دوتا رو بگن فرقش اینه آدمای سودا مثلا حساب کنیم از ۵۰ خیلی خیلی شرایط اقلیمی خوب باشه بهشون برسن زود ازدواج کنن همه چی که دست به دست هم بده ۵۵ است بین ۵۵ خیلی که خوب باشه حالا این دوتا صفرا بلغم مثل کی اینجا آزاده نامدار ملاک بزرگی سینه خانم ها چیه تعریف یکی رطوبت جدا جدا نه اینکه این با اون نه یا جمع بیشتر ولی بحث جمع نیست بحث یان میتونه جمع بشه ولی میگم ملاک یا یا خشکیه خوب بفهمید ملاک اندازه ملاک اندازه تمام اعضا تمام اعضای بدن غیر از سینه چی بود اینو به من بگید رطوبت بود با اونجایی که میگفتید خانم شما دستمزد اونجایی که شما متوجه نشدم این بود تو تمام اعضا ما گفتیم حجم چیو نشون میده رطوبت و خشکی را حجم کاری به ارتفاع نداشتیم اون بزرگیه شکم ارتفاع نداره خب رطوبت خشکی نشون میدن منتها توی سینه چی نشون میداد هم رطوبت موثر بود رطوبت هم گرم این استثنا بود شکم اگه گرم باشه بزرگ نمیشه هیچ ربطی نداره خب شکم اگه گرم باشه بزرگ نمیشه سردم باشه کوچیک نمیشه رطوبت باعث میشه رون همینطور رون اگه گرم باشه نه بزرگ میشه نه کوچیک رطوبته که گرمی شکم چیکار میکرد سردی شل میکرد راه میرفت تکون میخورد رون میزدی بهش تکون می‌خورد و اینا حالا این بحث آخر تموم بشه ۴۷ بعد توی خانم ها حالا توی سینه چی شد گفتیم هم رطو فقط هم رطوبت علتشو کسی یادشه گفتم علتش چرا این تو تمام اعضا رطوبت خشکی بود چی شد به چون تو سینه رشد سینه بر اساس چیه بر اساس هورمون رشد سینه بر اساس هورمونه یعنی مثلا میگن شما هورمون اصلا یه دختری باشه بی هورمون رشد میکنه دیگه پاهاش دستاش بالا منتها وقتی هورمون زیاد میشه سینه زیاد میشه بزرگ میشه خب پس چون رشد سینه بستگی داره به گرمی و سردی یعنی هورمون که هورمون یعنی سردی تو این دوتا علاوه بر رطوبت خشکی گرمی و سردی هم موثره حالا چند تا مثال فقط حل کنیم با هم وطن ببینید گفتیم آزاده نامداری آدم صفرا گرمی داره و خشکی داره خوب خشکیه باید چیکار کنه سینه‌شو باید کوچیک کنه درسته خوب اگر مثلا میگم رون پاش بود پاش لاغر بود منتها سینش بزرگه درسته بزرگه یعنی چنده بزرگی داریم بحث میکنیم ۷۵ اوکی اوکیخشکیه اینو چیکارش کرد از ۸۰ از ۹۵ ۹۰ آورد پایین منتها گرمیه بهش اندازه تو بهاره رهنما تو بلغمی باید چطور باشه رطوبتش خیلی زیاده درسته نرمال معمولی خب اون چاقو که اینم باشه چرا خاطر رطوبت باید چیکارش کرد اوکی پس تقریبا مثل همه منتها فرقش کجاست نه نه فرقش آزاده نامداری ۷۵ فرم بهاره رهنما مثل دیگه مثل این نیست حداقل این یه ملاک تشخیصی هم برای آقایون هم برای یعنی تشخیص پزشکای آوا هست که خیلی فقط نکته‌ای که این وسط بود این بود که میخواستم بگم صفوی اگر خشکی داره یعنی آزاد نامداری یا اگه فرم داره یه سینه داره یعنی ۷۵ داره حالا ما میگیم بزرگتر ۷۵ نیست یا اگه فرمی داره تو ۷۵ فرم داره نه تو 55 داره خیلی هم خوبه اینکه اصلا معنی نمیده که ۵۵ فرم داشته باشه خوب پس تو صفرا که میگیم فرم داره و کامل انشالله قربان شما خواهش میکنم